.................آرشیو وبلاگ
.................پست الکترونیک
..............قالبهای مسیحی
دوستان عزیز دورد های مسیحیائی خود را به شما تقدیم میدارم.
به اطلاع شما عزیزان برسانم که وبلاگ ام در آینده به آدرس زیر خواهد بود. امیدوارم من را با نظرات، و پیشنهادات تان یاری کنید.
http://www.truth.afghanblog.com
دوستان عزیز سلام های خود را در نام منجی عالم عیسی مسیح به شما تقدیم میدارم. از پیام های شما سپاسگذارم، من را بیبخشید که نتوانستم به سوالهای تان زود تر جواب بدهم. اکثریت سوالات دوستان راجع به این است که: چرا مسیحی شده اید؟ و چرا دین دیگری را پذیرفته اید؟ چه مقدار پول برای اینکه مسیحی شدید دریافت کرده اید؟ شما یک افغان هستید یا خود را در قالب افغانها زده اید؟
چرا مسیحی شده اید؟
1- گر چند این سوالهای تکراری، بار ها از من شده و من هم جواب های برای سوالات دوستان داده ام. باز هم خدمت دوستان جوابم اینست! ( عیسی مسیح میفرماید راه منم، راستی منم، زندگی منم، هیچ کس نمیتواند به خدا برسد مگر بوسیلۀ من. یوحنا 14 آیۀ6) دوستان عزیز: عیسی مسیح یعنی حقیقت چون حقیقت است من به او ایمان آوردم. روز ها را با شکر گذاری می گذرانم، با این ایمان که نجات یافته ام... نجات بواسطۀ فیض عیسی؛ زندگی یعنی برایم مسیح است و مردنم سودی عظیم!
و چرا دین دیگری را پذیرفته اید؟
2- دوستان بسیار خوب. برای چندین بار این سوالات را جواب داده ام که مسیحیت دین نیست بلکه رابطۀ زنده با خداوند زنده عیسی مسیح است. کتاب مقدس جواب این سوال را چنین میگوید: ( زیرا نجات، نه از کارهای نیک ما و انجام تشریفات مذهبی، بلکه از کارهای که عیسی مسیح برای ما انجام داد و از ایمانی که ما به او داریم، بدست می آید. پس ما بوسیلۀ ایمان به عیسی مسیح نجات پیدا می کنیم و در حضور خدا بی گناه بحساب می آییم، نه بسبب کار های خوب خود یا انجام تشریفات مذهبی. رومیان 3 آیات 27-28)
چه مقدار پول برای اینکه مسیحی شدید دریافت کرده اید؟
3- عیسی مسیح جان خود را برای من فدا کرده، در واقع قیمت بالائی برای نجات من پرداخته شده. جواب این سوال را کتاب مقدس میگوید: خداوند برای نجات شما بهائی پرداخت، تا شما را از قید روش پوچ و باطل زندگی که از اجداد خود به ارث برده بودید، آزاد سازد؛ بهائی که خدا برای آزادی این اسارت پرداخت، طلا و نقره نبود، بلکه خون گرانبهای مسیح بود که همچون بره ای بی گناه و بی عیب قربانی شد. ( اول پطرس فصل 1 آیات 18-19 ) در حقیقت، من و دیگر ایمانداران به مسیح، به جای پول، محبت بی انتهای عیسی را دریافت کردیم. عیسی مسیح برای ما همه چیز است. در ضمن پول برای کسانی مهم است که خوشبختی را فقط در پول می بینند. محبتی که در مسیحیت وجود دارد، ارزشش از همه چیز بیشتر است و آن را با پول نمیشود خرید. وقتی کسی وارد کلیسا میشود، با محبتی که عیسی مسیح در دل ایمانداران نهاده است، روبرو میشود. همانطور که میدانید در کشور ما جز جنگ، نفرت، کینه و عداوت و خشونت، چیز دیگری یافت نمیشود.
شما یک افغان هستید یا خود را در قالب افغانها زده اید؟
بلی من یک افغانستانی هستم، و از یک خانوادۀ مسلمان! و همچینین داستان کوتای زندگی من از این قرار است. نفرت؛ خشم؛ حسادت؛ خود خواهی؛ ترس و چیزهایی بودند که در این جهان برایم آورده بود. دیدن بی عدالتیها و رفتار خود پسندانه؛ اعتیاد به مواد مخدر؛ مشاهدۀ جنگ ها مرا رنج میداد. در یک خانواده مسلمان در افغانستان بدنیا آمدم، سالها را در آغوش گرم خانوادۀ خود بودم. به اکثر کشورهای اسلامی مسافرت کردم، همچینین با ناکامی روبرو بودم. همیشه از خود می پرسیدم : هدف من از این زندگی چیست؟ چگونه میتوانیم این هدف را پیدا کرده و به آن جامه عمل بپوشانم؟ در نتیجه این کشمکش و دورویی که در رابطه بین اشخاص مشاهده می کردم مرا از زندگی بیشتر روگردان می کرد. پس تصمیم گرفتم که راه خود را در زندگی پیش بگیرم. از خود می پرسیدم: که چرا خدا باید اجازه بدهد که این چیزها در زندگیم پیش آیند، و چرا من اینقدر پریشان دل هستم؟ برای بهبود زندگیم باید چکار کنم؟ میدانستم که باید پاسخ این سوالات را پیدا کنم. شش سال قبل که به انگلستان وارید شدم. و بعد از مدتی جستجو و تحقیق و دعاهای زیاد، در این مرحله از زندگیم بود که پاسخهای ساده ای در کتاب مقدس؛ کلام خدا، به سوالات اساسی ام پیدا کردم. بعد از سالها وعده ای که خداوند داده بود به پایان رسید. کلام خدا بوضوح اظهار می دارد! زیرا همه گناه کرده و هیچکس به آن کمال مطلوب و پر جلالی که خدا انتظار دارد، نرسیده. اما اکنون اگر به عیسی مسیح ایمان آوریم، خدا ما را کاملاً بی گناه به حساب میاورد، چون عیسی مسیح به لطف خود بطوری رایگان گناهان ما را بر داشته است. رومیان 3 آیات 23-24) متوجه شدم که در گذشته برای رفتار گناهانم همیشه دیگران را مقصر و مسئول میدانستم. و درک کردم که آرامش از محبت سرچشمه می گیرد. سپس فرا گرفتم که فقط عیسی مسیح می تواند گناهانم را ببخشد زیرا او خود کیفر گناهانم را پرداخت. برای بخشودگی لازم بود که گناهانم را اقرار کرده و از آنان توبه کنم ( یعنی از آنان برگشته دیگر تکرارشان نکنم ) و عیسی مسیح وعده بخشایش؛ آرامش ؛ شادی؛ محبت و زندگی ابدی داده است. پس تصمیم گرفتم که آنطوری که خدا از من میخواهد باشم. اکنون به جای اعتماد و اطمینان به خود، به مسیح اعتماد و اطمینان کرده و عیسی مسیح زنده را بعنوان منجی و خداوند خود پذیرفتم. از گناهانم توبه کردم و عضو خانواده خدا گردیدم و عیسی مسیح گناهانم را بخشید و قلبم را پاک کرد. من به قدرت نجات خدا معتقدم و ایمان دارم که وی مرا به راه راست هدایت کرده و خواهد کرد. بالا تر از همه، رابطۀ مستقیم و دوستیم با خدا است. اعتقاد دارم که در موقع نیاز؛ غم ؛ رنج یا پریشانی، خداوند با من است و اوست که در هر شرایطی مرا درک میکند و غم و رنج مرا به شادی مبدل می سازد. راه صحیح فقط عیسی مسیح است. راه او طریق زندگی حقیقی است. قدم برداشتن درراه عیسی مرا کمک کرده است که روش مثبتی نسبت به زندگی داشته باشم. راه عیسی مسیح برای همه است. عیسی می خواهد که کارهای عالی و شگفت انگیزی در زندگی هرکس انجام دهد. من اکنون دارای آرامش هستم چون با خدا صلح کرده ام و هدفم را در زندگی پیدا کرده ام که در هر وقت خدای شایسته را جلال بدهم. راه مسیح، بهترین راه است؛ راهی است مستقیم و نورانی. با قدم برداشتن در این راه اکنون آرامش دارم و می دانم که در انتهای راه هم آرامش در انتظار من است.
دوست و خادم شما در مسیح ( فرهاد)

همۀ کسانی که راستی را میداند.
یک انسان چگونه میتواند راستی را بیابد؟ آیا خصوصیات روحانی و عقلانی ضروری برای یافتن آن دارا هستیم؟ آیا اگر با مواجه شویم، آن را تشخیص خواهم داد؟
ما کوچک هستیم. آیا کسی میتواند خورشید را با یک تور پروانه گیری بگیرد، یا اقیانوس را در یک انگشتانه جای دهد؟ برای یافتن راستی باید تعریف دقیقی از راستی را در اختیار داشته باشیم. برای اینکه بدانیم کدام تعریف از تعاریف مختلف راستی، درست است. و کدام یک از ادعا هایی که خود را در عرصۀ مذهب، سیاست، اخلاقیات و غیره، حقیقت اعلام می کند واقعاً درست است، باید نشانه های را بشناسیم که به واستۀ آنها راستی قابل تشخیص باشد. کسی که از پیش راستی را نشناخته است، هرگز نمیتواند آن را بیابد. ما در یک دایرۀ بسته به دام افتاده ایم. راستی قابل یافتن نیست. تاریخ اندیشۀ بشری قبرستان، ادعاهای علمی و غیر علمی است که بشریت ابتدا به درست بودن آنها غره شده، لیکن بعداً معلوم شده که غلط بوده اند.تملک راستی که متمایز از شخص من باشد، راستی که آن را پذیرفته، یا ترک نمایم، راستی نیست. راستی فقط میتواد یک ( من ) باشد. برای همین عیسی مسیح گفت: ( من راه و راستی هستم یوحنا 14-16). قاعدۀ راستی در یک انسان نمیتواند قاعدۀ این یا آن شخص باشد. راستی شیوۀ بودن یک شخص عیسی گونه است. هر چه ما بیشتر عیسی گونه باشم، راستی بیشتر در ما ساکن است، راستی که لزومی ندارد آن را بجویم، چرا که خصلت ما است. پاسخ دیگری برای جستجوی راستی وجود ندارد. خدا نمیخواهد ما کسی دیگری شویم، بلکه میخواهد با ( او ) یکی شویم.

ای فرزندان من، بار دیگر در وجود خود برای شما احساس درد میکنم، مانند مادری که درد زایمان او را فرا گرفته، تا شکل مسیح را به خود بیگرید. غلاطیان فصل 4 آیۀ 19
کریسمس برای ما چه پیامی دارد؟
عیسی مسیح مطمنآ در روز 25 دسامبر به دونیا نیامده است. هوا در شبهای ماه دسامبر در نزدیکی اورشلیم بسیار سرد است. رسم چوپانان یهودی این نبود که تا دیر وقت مراقب گلۀ های خود در چراگاها باشد.کتاب مقدس به ما نمی گوید که تاریخ انسان شدن عیسی چه هنگام بوده است. 25 دسامبر در امپراطوری روم روز جشن و کارناوال بوده است به افتخار خورشید. مسیحیان از این فرست استفاده کردن تا تولد عیسی را جشن بگیرند، زیرا که برای مقامات ستمگر ردیابی ایشان در آن روز دشوار بود. آن روز فقط به تولد جسمانی مسیح در یک روز معینی در تاریخ اشاره نمی کرد. آنان معجزۀ روز مرۀ تولد عیسی را در قلب کسانی که او را بعنوان نجات دهنده پذیرفته اند جشن میگرفتند. عیسی در یک اسطبل بدنیا آمد و در آخور گذاشته شد. غلط بود که چوپانان که هر یک دست کم کلبه ای داشتند. و مردان حکیم که به احتمال زیاد خانه های مجللی داشتند، اجازه دهند که پادشاه تازه بدنیا آمده در یک آخور بماند. آنان می بایست او را نزد خود به خانه های شان می بردند. جای عیسی در یک آخور نیست.همچینین جای او در روی صلیب هم نیست. از طرفی وی از ماندن در آسمان نیز خرسند نمی شود. جای که وی اشتیاق است ساکن شود، قلب ماست. آنجاست که او میل دارد زندگی کند.لحظه ای که او در قلب من تولد یابد و من برای او یک مریم شوم، کریسمس واقعی است. او گفت که آرزو داشت که مادری برای (خود) میداشت. ((هر که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به جا آورد، همان... مادر من است)) ( متی 12 50).
کریسمس را در این مفهوم جشن بگیریم.